خرید بک لینک

چشم خود را که میگشائی تو
قفل عالم گشاده میگردد
شادی و عشق میزند لبخند
کارِ مشکل چه ساده میگردد
همه ی جان من شود آزاد
میشوم مردِ ساحرِ خوشبخت
با نگاهِ تو بال پروازم
بار دیگر اعاده میگردد .

برچسب: نویسنده: حسین کاشانی تاريخ: جمعه 30 آبان 1404 ساعت: 13:18

ملتهب تر ز نقطه ی جوشمبا غم کوچه ها هماغوشمدرد و رنج رفیق و همسایهبار سنگین شده سر دوشمبر دوراهی اسیرِ خود هستمنشود وضعشان فراموشمیکطرف یک گروه آدمخواربرده اعمالشان ز سر هوشمسوی دیگر گروه زحمتکشکه پر است از فغانشان گوشمکاری از دست من نمی آیدجز که در نشر دردشان کوشمبا زبان قلم کشم فریادشاعرم من و درد مینوشمآتشی در نهاد خود دارمظاهراً ساکتم و خاموشم

برچسب: نویسنده: حسین کاشانی تاريخ: جمعه 30 آبان 1404 ساعت: 13:18

با نور علم و با کمک از دانش و تدبیر
شد نام ایران در جهان مانا و عالمگیر
ملّت چنان سیلی خود را زد به خودتحقیر
گوئی پلیسی نیمه شب داده به دزدی گیر .

برچسب: نویسنده: حسین کاشانی تاريخ: جمعه 30 آبان 1404 ساعت: 13:18

صفحه بندی